1383/08/25

تاريخ:     سياسي

سرويس:

Monday, 15 November 2004 03:05 ب.ظ +0330   2374 شماره:
 

انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده علوم دانشگاه اصفهان:

ما ديگر هيچ حرفي با دولت و حاکميت نداريم

 

تبريز نيوز:سرويس سياسي:انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده علوم دانشگاه اصفهان، دردنامه اي خطاب به  همه مردم ايران کودک , نوجوان ,جوان ,پير,مرد ,زن,نجار,نانوا,معلم,مهندس,پزشک,بي سواد ,باسواد و....و هرآنکه ايرانيست منتشر کرده اند.متن کامل اين اطلاعيه در زير آمده است.

خطاب به احزاب , دانشجويان و مردم ايران
سالها از آن دوم خرداد کذائي مي گذرد.
مي خواهيم عاميانه و بي پرده سخن بگوييم با شهامت.خيلي با شهامت تر از همه اين سالها.از آن زمان که آقاي خاتمي آمد.همان زمان که چشمان همه مان کور سوي اميدي ديد تا حتي از انديشه آزادي ,رهايي از فقر , رشد و پيشرفت به سوي مدرنيسم , جامعه مدني , اقتصاد پويا و ...... لذت ببرد.با همه اين شعارها حرکت کرديم درمسيري که آن را ,راههاي رسيدن به اصلاحات مي خواندند.از همه چيزمان گذشتيم.هر گونه هزينه اي را متحمل شديم.زندان , چماق , تعليق ومشکلات آموزشي و ..... . تيتر حرفهايمان را نگاه کنيد به همان ترتيب سخن مي گوييم.ما ديگر هيچ حرفي با دولت و حاکميت نداريم.روي سخنمان اول با شماست احزاب محترم.در اين مدت چه مي کرديد؟آيا جز سخن گفتن کاري ديگري هم داشتيد؟آيا جز اينکه با کت و شلوار اتو شده به جلساتتان برويد کار ديگري هم کرديد.آيا اصلا مي دانيد درد اين مردم چيست؟مي دانيد فقر يعني چه؟فرهنگ مردم ما را مي دانيد؟اصلا مي دانيد براي اصلاحاتتان بايد فرهنگ سازي هم مي کرديد؟زمينه سازي هم مي کرديد؟مي دانيد که اين مردم همه تک بعدي يا نهايتان دو بعدي شده اند؟تک بعدي ها که يا بعد رنج و بدبختي دارند يا سرخوشي مفرط . دو بعديها هم علاوه بر اينها بطور کلي يا دچار هوي و هوس خويشند يا دلزده از همه چيز و همه کس.چند بار نشستيد و براي مردم گفتيد؟چند بار خواستيد براي اين مردم حرف بزنيد؟آقايان مطمئن باشيد آن دکتر و مهندسها وآن دانشجويان که نشستيد و براي آنان وعظ کرديد بسياريشان بهتر از خود شما مي دانند.
درد ما اين مردمنمد.اين مردم مانده اند بر سر جايشان.انگار که زمانشان از حرکت باز ايستاده است.در کشور ما که ماشا ال.. تمام رسانه ها در قبضه ديگران است.دولت که با فقرش جامعه را به گرداب مي برد.حکومت و دولتي که دين و پرچم سبز اسلام را نشانه خود مي دانند انگار که کتاب آسماني مارا نخوانده اند.انگار که احاديث پيامبر اکرم(ص) و امامان شيعه مان را تا کنون نشنيده اند.نشنيده اند که ((فقر,عامل فساد جامعه است)).بخداوندي خدا که ما هم مسلمانيم.ما هم شيعه علي(ع) هستيم اما آنها کجا ايستاده اند؟و شما چرا اينجا ايستاده ايد؟ما با احزاب درون حکومتي هيچ حرفي نداريم.همه حرفهايمان را مدتها پيش گفته ايم و کسي نشنيده.با شماييم.شما چرا خاموش مانديد.همه مردم ايران به شبکه اينترنت شبانه روز متصل نيستند.چرا شما نيامديد و نگفتيد ؟ آيا اين جز گواه بر ناداني شما يا خيانتتان است؟ هر کدام که باشد اي واي بر شما.سرمايه هاي تبليغاتي شما اگر در راه روشنگري و فرهنگ سازي صرف مي شد بهتر نبود تا امروز که با همه آن خرج ها تنها يک پاسخ ((نه)) از همه سوي شنيديد.نه در مجلستان کاري از پيش برديد و نه بيرون آن.براي شمايان همان در خانه نشستن بهتر است نه اينکه مهره هاي سوخته سياست اين سرزمين باشيد.بدانيد که اين مردم ديگر نه به شما و نه نمايندگان شما هيچ رايي نخواهند داد.
اکنون روي سخنمان با شما دانشجويان است که خود ما نيز جزئي از شما هستيم و بسياري از مسائل را چون خود شما درک مي کنيم.مي فهميم که همه مان نسل سوخته اي بيش نيستيم.مي دانيم که بسياري از شما در اين چند سال جهت نيل به مقصود بسيار سختي کشيديد و مي دانيم برخي تان هم فقط نشستيد و خنديديد و برخي تان هم ......بماند . چشمان دانشجويان در اين سالها بدرستي باز نبود.هيچ کس بدنبال يک راه حل علمي و حساب شده نرفت. اتحادي جامع ,هبستگي وپشتيباني پيوسته اي از سوي قشر دانشجو صورت نگرفت(جز بصورت بريده بريده در برخي از دانشگاه هاي تهران).گروهي چنان تند پيش مي رفتند که پس از اندکي با هزار و يک مشکل چه در دانشگاه و چه بيرون مواجه مي شدند.و باقي يا اصلا اهميتي نمي دادند يا فقط هنگام درگيريها و راهپيماييها براي تخليه خود يا مقاصد ديگري (که بسيار است) همجهت با هم حرکت مي کردند.هنوز در دانشگاه هاي ما براي يک جمله صوت و کف مي زنند.بخدا ديگر شرم دارد.کساني وارد طيفهاي دانشجويي شده اند که يا فقط قصد تخريب دارند يا بدنبال اهداف ديگري هستند که هردو به يک اندازه زيان آور است.چگونه بود که هنگام راه پيماييها همه مي آمدند ولي هنگامي که آغاز مشکلات درون و برون دانشگاهي بود هيچ کس از ديگري حمايت نمي کرد.در زمان اعتصابهاي غذائي سرتاسر انجمن هاي کشور همه در خواب ناز بودند.هرزگي تا اين اندازه نفوذ کرده بود تا الان که مي بينيم ديگر مجموعه "تحکيم وحدت"در حال از هم پاشيدن است.نه گمان نکنيد که مقصر فقط اين قشر بود.تفرقه و نفاق افکني عناصر فشار و نهادهاي موازي و مقام داران خوش موقعيت و.... به هيچ عنوان قابل چشم پوشي نيست.سرخوردگي دانشجويان از ادامه راه بدليل هزار و يک مشکل فرهنگي و خصوصا اقتصادي که همه مي دانيم قابل گذر نيست.اما کاش کمي انصاف بود.کاش چشمان ديگران هم ديده مي شد.کاش عده اي بد طينت نبودند.کاش هر کس براه خود نمي رفت.
از اينها که بگذريم دانشگاه هاي ما ديگر نه محيط علم است نه محيط سياست.يعني همان چيزي که آقايان مي خواستند.سمت و سوي انديشه هاي ناسره بالا سري ها,نبود آينده کاري مطمئن , فساد بارز در دانشگاه ها و توسعه غير قابل اغماض و شک برانگيز اعتياد در دانشگاه ها(که خدا مي داند چگونه به اين راحتي صورت مي گيرد؟) مسير را منحرف مي کرد اما اي کاش که چشمها بيشتر باز مي شدند و عميق تر و موشکافانه تر مسير و چگونگي حرکت را بررسي مي کردند.اينها همه ما را به جايي آورد که اکنون ايستاده ايم.
حال روي سخنمان با مشما مردم آزاده اين سرزمين است.بزرگترين شباهت ما با شما در مردم بودنمان است .ما نيز چون شما دردمنديم.ما نيز همچون شما دزدي آقازادگان و وزير زادگان و... را مي بينيم.ما نيز همچون شما درد فقر را مي چشيم.
رنج را لمس مي کنيم. اجبار در سکوت را مي دانيم.راه هاي بسته به سوي تکنولوژي و مدرنيسم , عدم وجود اشتغال و امکانت تحصيلي عالي و حداقل رفاه نسبي و آزادي در پوشيدن و حتي راه رفتنمان را مشاهده مي کنيم.درد شما درد ما نيز هست.اما براي داشتنن تمدن داريوش مان ,براي داشتن واقعيت دين مان, براي حرکت کردن ,براي کوتاه کردن دست غارتگران پنهان در قدرت و براي داشتن کمترين حق مان از آرامش , امنيت , آزادي و ايراني بودنمان بايد تکاني به خود بدهيم.راه ما راه ايران,دين و تمدن کهن مان است.فکرهاي بسته مان را باز کنيم.انديشه هايمان را بارور سازيم.تعصبهاي کهنه را بايد دور انداخت.تقليدهاي کورکورانه را بايد شکست.خداوند انسان را مختار آفريد.هيچ کس را بر ديگري برتري نداد.راه را ياد گيريم و به کوچک و بزرگ نشان دهيم .هيچ ظلمي در برابر اتحاد نمي تواند نشکند.زبان چماق زبان ما نيست.نياز ما فرهنگي خود ساخته و نو است.بايد تغيير کنيم تا تغيير دهيم.هيچ پرده اي نمي تواند حائل ميان زبان و گوشهايمان باشد.راه ما راه يک روزه نيست اما صد ساله هم نيست.اگر آغاز کنيم درمي يابيم که بسيار نزديک است.براي شکستن ستمگر بايد ابزار ستم او را شکست.ما از جنش خود شماييم.نه منسبي داريم.نه مقامي.نه خط مي گيريم نه خط مي دهيم.تنها اطمينان ما همين است.باشد که آغاز کنيم بار ديگر.ايرانمان را مي پرستيم و براي آباديش, آزاديش و سرافرازيش از جانمان نيز فروگذار نخواهيم کرد.برخيزيم بار ديگر.

روش نگارش اين نامه با تمامي نامه هاي پيشين مان تفاوت دارد .اين نامه را عاميانه نوشتيم براي همه مردم ايران کودک , نوجوان ,جوان ,پير,مرد ,زن,نجار,نانوا,معلم,مهندس,پزشک,بي سواد ,باسواد و....و هرآنکه ايرانيست.

در پايان متذکر مي شويم اين دردنامه منحصر به انجمن اسلامي دانشجويان داشکده علوم دانشگاه اصفهان است و هيچ ارتباطي به ديگر اعضاي کلي اين نهاد که اين نامه به مذاقشان خوش نمي آيد,ندارد.

 پاينده باد ايران

انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده علوم دانشگاه اصفهان

| Copyright 2004 Tabriznews | webmaster@tabriznews.com |Design: Kayvan
| Best viewed at 800x600 resolution with MSIE 5 or higher using Unicode (UTF-8) Encoding with Medium text size. |
| For any problems viewing this site, please visit our Help and Troubleshooting page. |
Download Flash player For Windows From Here | For IE From Here.