|
تبريز نيوز:سرويس
اجتماعي:خبرگزاري
مهر: شهلا لاهيجي مدير نشر روشنگران گفت: در کار فرهنگي معمولا مقصد
دور دست ، راه سنگلاخ و مشکلات زياد است ، البته قدمت فرهنگي ما اجازه
نميدهد از هيچ نسخه خارجي استفاده کنيم اما ميتوانيم از تجارب جهان
بهره ببريم.
به گزارش خبرنگار کتاب مهر، شهلا لاهيجي اولين زن ناشرايراني درآستانه
ي ٦٣سالگي قراردارد. اولين کاررادرسال ١٣٦٢ وقتي چهل سال داشت آغازکرده
است. وي براي شروع کارنشر در ايران برهمراه داشتن کوله باري ازتجربه
تاکيد دارد نشر در
سالهاي دور...
مدير" نشرروشنگران" درباره ي پيشينه خود در زمينه کار نشربه
خبرنگارکتاب مهرگفت: قبل از سال ١٣٦٢ لازم نبود کسي ناشر باشد يعني
شغلي به اسم ناشر وجود نداشت. وابستگي دولتي وجود نداشت و براي کار نشر
نياز به دريافت مجوزاز دولت نبود. هرکسي ميتوانست ناشر باشد؛ به محض
اين که کسي کتاب چاپ ميکرد ناشر ميشد. به همين جهت در تهران همه
کتابفروشان ناشر بودند. اتحاديه کتاب فروشان وناشران فعلي هم از ابتدا
اتحاديه ي کتابفروشان بود.
وي درباره شيوه فعاليتش در"نشرروشنگران ومطالعات زنان"، افزود: من
ازابتدا به کارنشربه طورجدي وحرفه اي نگاه کرده ام. کتابهايي که من
براي انتشارانتخاب کردم و ميکنم نوعي گفتگو بين اقشارروشنفکرو
زيرمجموعههاي آنها را برمي انگيزد ، وکتابهايي نبوده که عامه پسند
باشد. من از ابتدا مخاطب خودم را قشرتحصيلکرده انتخاب کردم.
لاهيجي تصريح کرد: بسياري ازآقاياني که در گذشته کتابها را سانسورمي
کردند ، امروزطرفدارآزادي شده اند! يک زمان ترس ما از اين بود که قيمت
گذاري که بنا است روي کتاب قيمت بگذارد ، چه برسرما خواهد آورد؟ دريک
برهه اي اين مهم ترين مشکل ما تا حوالي سال ٦٩ يا بيشتر بود
دريافت
مجوز براي انتشارات
دولت اختياررا از صنف گرفته وخودش اعمال نظر ميکند. طبيعتا در اينجا
ديگر منافع صنف مد نظر نيست و منافع دولت مد نظر است. به همين جهت هم
به هر کس که سوابق سياسي اش مطابق ميل باشد جواز ميدهند.
لاهيجي، درباره شرايط کنوني دريافت مجوزبراي کارنشربه خبرنگار کتاب
مهرگفت: درمساله شرط دريافت مجوز اين کاردرشکل فعلي اش غير قانوني است.
مثل همه کسبهاي ديگر جواز کسب هر صنف را بايد همان صنف بدهد. هيچ وقت
وزارت کشوربه نانوايان مجوزنمي دهد ، اتحاديه به نانوايان ميدهد. علتش
هم اين است که چون اتحاديه هرصنف ازاعضاي همان صنف تشکيل شده است.
وظيفه اتحايه هم حفظ منافع صنف است ، و اتحاديه با توجه به منافع صنف
به متقاضيان مجوزميدهد.
وي افزود: اما دراين صنف - نشر - دولت اختياررا ازصنف گرفته وخودش
اعمال نظر ميکند. طبيعتا در اينجا ديگر منافع صنف مد نظر نيست و منافع
دولت مد نظر است. به همين جهت هم به هر کس که سوابق سياسي اش مطابق ميل
باشد جواز ميدهند. اين باعث گسترده شدن تعداد ناشران وپايين آمدن کيفت
کار، بدليل ورود افراد غيرحرفه اي درحوزه نشرشده است. تلاشهاي
اتحاديه به ثمر مينشيند
لاهيجي درباره تلاشهاي صورت گرفته براي احقاق حق اعضاي صنف نشر، به مهر
گفت: بعد از اين که ما سالها در اين زمينه جنگيديم، اخيرا ارشاد اعلام
کرده کساني که همه مراحل دريافت مجوزنشررا طي کرده اند ، بايد
دراتحاديه امتحان بدهند. اين در اثرپيگيريهاي مصرانه ما بود که هربار
نشستيم هرجا که گفتيم، وهرجا نوشتيم که همانطورکه منتظريد کسي که سوابق
سياسي اش کاملا بيرنگ وپاک وعاري ازهرشائبه اي باشد، مجوز بگيرد. ازاين
طرف بايد صلاحيت او از نظر روحي ورواني و مالي اش نيز براي وارد شدن به
چنين عرصه اي بررسي شود.
"نشر ايران" بيمار است
مديرانتشارات مطالعات زنان تصريح کرد: در تمام اين سالها سخن از نشر
بيمار ايران بوده است. علتش هم اين است که تمام اين سالها ، نشر ايران
با فقدان يک برنامه جامع فرهنگي سرکرده و اداره شده است.چه کار کنيم که
مشکل نشر حل شود؟ چه کار کنيم که مردم کتاب خوان شود؟ تمام اين سالها
از فقدان کتاب در سبد خانوار حرف زديم.به جز حرف زدن کاري نکرديم براي
اين که به نظرم ميآيد اصلا دغدغه مان اين ببوده است که اگر ايراني
روزي يک دقيقه يا نيم دقيقه کتاب ميخواند چه فاجعه اي است؟
کاغذ يارانه اي
به گزارش خبرنگارکتاب مهر، لاهيجي درباره برداشته شدن يارانه گفت: من
با اتحاديه ناشران تماس گرفتم وديدم نظرايشان هم اين است که اگريارانه
کتاب را بردارند واين پول را در کالاي مکتوب سرمايه گذاري کنند ،
کتابخانه راه بياندازند براي ما آن کار حاصلش بهتراست به دليل اين که
از آن به بعد درباره کتابي که چاپ شده است صحبت ميکنيم نه درباره
کتابي که هنوز چاپ نشده است. الان کاغذ داده ميشود براي کتابي که
هنوزچاپ نشده است. مجوز گرفته ميشود براي کتابي که هنوزچاپ نشده است.
سانسور اعمال ميشود براي کتابي که هنوز چاپ نشده است.
وي افزود: همه اينها مغايرتهاي جدي قانوني دارد. واگر اين مساله به
شکل ديگري باشد ؛ مثلا ايجاد کتابفروشي. به ناشران کمک وياري داده شود
که هر ناشري بتواند کتابفروشي داشته باشد ؛ جايي براي عرضه کتاب. گاهي
ميگويند ما براي مراجعه به کتاب ، تنبل ايم ، کتاب بايد به ما مراجعه
کند. يعني ما بايد کتاب راجلوي چشم جلوي بيني خواننده بگيريم درهرحال
ما ملت کتابخواني نيستيم وچون ملت کتابخواني نيستيم بايد برنانههاي
عميق فرهنگي براي رفع اين اشکال ديده شود. که متاسفانه براي آن فکرنمي
شود.
تبعيض درتخصيص کاغذ به ناشران
وي در ادامه با اشاره به تحويل کاغذ درهفتههاي گذشته به برخي از
ناشران گفت: ما ميگوييم بدون ايجاد هيچ ضابطه اي به تعدادي ازناشران
کاغذ داده شد. تحت چه عنواني؟!
لاهيجي تصريح کرد: يعني در اوج نبود کاغذ ، ليستي " پنجاه وچهارتايي "
براي تحويل کاغذ به برخي ازناشران، درارشاد تهبه شد ، من به وزارت
ارشاد مراجعه کردم وبه من گفته شد که به کسي کاغذ داده نشده وتهيه ليست
فقط يک کار اداري بوده ودر حقيقت ميخواسته اند ناشران بد حسابي که
کاغذ سال ١٣٨٢را تسويه نکرده اند به اين ترتيب واداربه تسويه کاغذ ٨٢
کنند.
وي افزود: من ساده دل باورکردم چون فکرنمي کردم دروغ بگويند اين هم يک
چنين نوع دروغي دريک دستگاه فرهنگي آن هم براي موضوعي مثل کاغذ. ومن
آمدم به همکارانم گفتم نه... کاغذي داده نشده است. آنها گفتند خوابي؟
يا خودت را داري به خواب ميزني؟ ومن به تعدادي از ناشران که گفته شد
کاغذ دارند وکاغذ گرفته اند، تلفن زدم وآنها گفتند: بله! ما کاغذ مان
را گرفته ايم.
لاهيجي درپايان گفت: روزبعد
پريشان ودل شکسته و بسيارغمگين دوباره به آن اداره مراجعه کردم وفقط
خواستم بپرسم چرا به من دروغ گفتيد؟ من کسي نبودم ، من قدرتي نداشتم من
فقط سوال کردم.مي توانستند به من بگويند: به تومربوط نيست ! نبايد
ارشاد به من ناشر، بعد ازبيست
سال کارفرهنگي دروغ ميگفت. نبايد من را مثل بچه اي گول ميزدند...
هرچند آن موقع به من گفتند: حالااگرکاغذ ميخواهي به توهم
ميدهيم.گفتم: نه متشکرم، نه کاغذ نميخواهم. بعد شنيدم چند
نفرازناشران اتحاديه که در آن ليست قرارداشتند کاغذ را پس دادند
ونپذيرفتند. |