|
تبريز نيوز:سرويس سياسي:حقوق
و مسئوليت هاي شهروندي در دنياي امروز بخش مهمي از زندگي جوانان را شکل
مي
دهد.به نظر مي رسد،اهميت اين موضوع در سال هاي اخير در
کشور مان نيز روشن شده است ، به اين خاطر که
امروز در بخش هاي مختلف به اين موضوع انديشيده مي شود و در سند ملي
توسعه بخش جوان کشور که توسط سازمان ملي جوانان و
سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور تدوين شده
است نيز "حقوق شهروندي "به عنوان يکي از 7 سياست کلان جوانان در قلمرو
فرابخش گنجانده شده است.ما
به دليل اهميت بحث شهروندي و براي دستيابي به نتيجه
مطلوب درباره شهروندي به سراغ رامين جهانبگلو روشنفکر
برجسته رفته ايم و پرسش هايي
را با او در ميان گذاشته ايم که بخشي از آن تقديم مي
شود
.
س: شهروند امروز كيست
و شهروندي در دنياي امروز چه ويژگي هايي دارد؟
ج:شهروند امروزي يعني شهروند قرن
بيست و يكمي، شهروندي است كه به نظر من دو جنبه دارد؛
يك جنبه ملي و يك جنبه جهاني.
او در يك فضاي ملي و در يك فضاهاي
كوچكتري زندگي مي كند و مسئوليت هايش طبق هويت
ملي يا روح قومي خودش تعيين مي شود.
اما در قرن بيست و يكم بحث فضاي جهاني هم
مطرح است. در اين فضا شهروندان در كنار هويت هاي ملي و
قومي خودشان، هويت هاي جهاني را پيدا كرده اند.
اين هويت جهاني مسئوليت ها ي جهاني هم بوجود آورده است. شهروندي
كه در قرن بيست و يكم زندگي مي كند، ديگر مثل شهروند
دوره رنسانس نيست؛ شهروندي است كه بايد به لايه
ازن هم توجه كند. به از بين رفتن محيط زيست هم توجه كند. بايد به
جلوگيري از جنگ اتمي هم توجه كند و اين ها همه مسئوليت
هاي جهاني او هستند. س:
پس ما وقتي صحبت از شهروند مي كنيم همه
اش حق و حقوق او نيست. مسئوليت و وظيفه هايش
هم هست، وظيفه و حقوق با هم. اين وظيفه و مسئوليت ها
چگونه تعيين مي شوند؟
ج:يكي
از متفكران حرف زيبايي زده است. او گفته است مسئوليت
هميشه قبل از حقوق به وجود مي آيد. شما نمي
توانيد مسئوليت نداشته باشيد، وظيفه نداشته باشيد و فقط به دنبال
حقوقتان باشيد. من فكر مي كنم شهروند امروزي ،فردي است
كه وظايفش، حقوقش را تعيين مي كند. افراد ممكن
است در كشوري بيش تر از حقوق فردي خودشان دفاع كنند و در كشوري
كمتر، اما همه آنها وظيفه دارند، براي يكپارچه نگه
داشتن كشورشان تلاش كنند.
س:
پس شهروند ايراني يك سري حقوق دارد، ولي يك سري وظايف هم براي پاسداري
از ايران دارد. يا حتي
شهروندي كه در يك شهر خاصي ساكن است وظايفي نسبت به نگهداري فضاي خودش
دارد.
ج:بله، اگر شما به وظايفتان آگاهي نداشته
باشيد، حقوق تان هم در معرض خطر
قرار مي گيرد.
س: پس شهروند خوب چه شهروندي است؟
ج:در زمان قديم يعني زمان
ارسطو اعتقاد داشتند كه شهروند خوب، شهروندي است كه
فضيلت داشته باشد وفضيلتش براي سعادت مندي
جامعه باشد، امروز شهروند خوب، به نظر من شهروندي است كه مسئولانه
رفتار كند.
س: يعني شهروند خوب، شهروندي است كه در كنار برخورداري از حقوق و آزادي
عمل
به مسئوليت هايش هم عمل كند.
ج:حتما همين طور است. شهروند كسي است كه
كاملا به وضعيت خودش و
جامعه اي كه در آن زندگي مي كند آگاه باشد. اتفاقا فاجعه اين جاست كه
در كشور ما به وظايف و مسئوليت هاي خودشان آگاه نيستند
و نمي دانند كارهايشان چه عواقبي ممكن است
داشته باشد. من براي شما مثال خيلي ساده اي مي زنم، كسي كه مي رود
كوه و آنجا زباله مي اندازد يا در خيابان چيزي مي خورد
و زباله آن را مي اندازد، آيا مي داند اين كارش
چه نتيجه اي دارد؟
س: يعني او دارد از مسئوليت شهروندي اش
تخطي مي كند؟
ج:بله او خطا مي كند، براي اين كه نمي
داند ، در فضاي بزرگ تري
زندگي مي كند كه ريختن زباله موجب از بين رفتن يا به خطر انداختن اين
فضا مي شود. ترافيك شهر هم
همين طور است. يا ساختمان سازي هاي بي هويت و بي برنامه هم همين طور
است. يعني همه اين كارها فضاهايي را به هم مي زند.
وظيفه شهروندان محافظت از فضاهاي زندگي است.
بقاي جامعه به نظر من مستلزم فعاليت مسئولانه شهروندان است. اگر
مسئوليت شهروندي وجود نداشته باشد، من فكر مي
كنم كه بقاي جامعه هم به خطر مي افتد و اتفاقا
خيلي روي اين موضوع تأكيد دارم كه اين مسئوليت، فقط مسئوليت ايراني و
قومي نيست. اين مسئوليت يك
مسئوليت جهاني است.
س:اين مسئوليت ها و حقوق چگونه تعيين مي
شود؟
ج:اين وظايف و حقوق
را قانون تعيين مي کند. شهروندان وظيفه شان اجراي اين
قوانين و احترام به اين قوانين است.
س: اگر قوانين اشكال
داشته باشند چي؟
ج:بله اين هم در ميان متفكران امروز بحث
مهمي است. اگر قوانين، ضد بشري باشد و ضد
شهروندان باشد ،آيا باز هم بايد آن را
رعايت كرد؟ در اين جا هم وظيفه و مسئوليت
شهروندي خيلي نقش مهمي دارد. براي مقابله
با چنين قوانيني راه هاي مختلفي پيشنهاد مي
كنند، اما بايد مواظب باشيم كه خشونت را
انتخاب نكنيم.
س: پس مي توانيم بگوييم شهروندي در جامعه اي
كه آزاد نباشد، ممكن
نيست و حقوق و مسئوليت ها پرورش پيدا نمي كند.
ج:بله در جامعه بسته، شهروندي بعد
از مدتي مي ميرد و تبديل به بردگي مي شود.
س:الآن مسائلي هستند كه شهروندي را
تهديد مي كنند. در دنياي قديم بزرگ ترين
مخالفان حقوق شهروندي مي توانستند حاكمان
باشند. اما الآن غير از حاكمان ،عوامل ديگري
هم مي تواند باشد، مثلا تلويزيون و
رسانه ها كه مي توانند با تبليغات وسيع
شهروندان را تحت تأثير قرار بدهند.
ج:امروز جهان يك ويژگي هايي دارد كه قبلا
هيچ وقت نداشته است و آن توان هاي
تكنولوژي است كه موجب تغييرشده است. امروز
به راحتي مي توانيد شهروندان را تحت
كنترل قرار بدهيد و شهروندان را به يك نوعي
شست وشوي مغزي بدهيد. امروز با جهاني
شدن اقتصاد به راحتي مي توانيد درنقاط مختلف
جهان شركت هاي چند مليتي تأسيس
كنيد.
س: يعني آدم ها را منفعل تر كنيد.
ج:آنها را منفعل كنيد يا براي آنها
تقاضاهايي بوجود بياوريد كه الزاما اين
تقاضاها را در زندگي ساده خودشان نداشته
باشند. ببينيد به طور مثال هيچ لزومي ندارد
كه همه يك نوع نوشابه بخورند يا همه يك
جور لباس بپوشند و يا … اين بايد انتخاب
فردي
هركسي باشد، ولي قدرت رسانه اين امكان
را به شما مي دهد كه تقاضاهاي مشابه بوجود
بياوريد.
س: در برخي موارد شهروند به
تنهايي نمي تواند كاري انجام دهد، در چنين
مواقعي چه كار بايد بكند؟
ج:تشكيل
نهادهاي مختلف و عضويت در اين نهادها كه از
حقوق شهروندان دفاع مي كنند يكي از اين
راه ها است.
س: پس در بحث شهروندي هم نقش تشكل هاي غير
دولتي مهم
است؟
ج:ببينيد بقاي سياسي جامعه مستلزم اين
نهادسازي هاست. اگر اين نهادسازي ها
وجود نداشته باشد، اصلا جامعه نمي تواند
پرورش پيدا كند.حتي بعضي N G O
ها نقش هاي
ميان ملتي و ميان حكومتي بازي مي كنند.
مثلا” بعضي از اين نهاد ها ،فقط در سطح يک
ملت کار نمي كنند، اين ها براي تمام بشريت
كار انجام مي دهند.
س:به طور مثال
مجالس بين المللي جوانان
ج:بله، مجالس بين المللي جوانان يا مجالس
بين المللي
دانش آموزي، يا حقوق زنان اين ها همه در سطح بين
المللي نقش ايفا مي كنند. اين جاست
كه مسئوليت هاي ملي شهروندان با مسئوليت هاي
جهاني شان همراه مي شود. اين نهادها
امروزه نقش كنترل كننده را بازي مي كنند و
بسيار هم نقش مهمي است. |