1383/07/25

تاريخ:     سياسي

سرويس:

Saturday, 16 October 2004 05:37 PM +0430   2184 شماره:
 

گفت و گوي دکتر عرفان قانعي فرد با دکتر ابراهيم يزدي (1):


عصر بيداري ايرانيان ادامه دارد

 

تبريز نيوز:سرويس سياسي:دکتر عرفان قانعي فرد ، گفت و گويي   با دکتر ابراهيم يزدي در 23 اسفند 1382  انجام داده است.

 قانعي فرد: درنهضت مقاومت ملي، بعدازکودتاي 28 مرداد، کميته هاي دانشگاه شروع شد که فعاليت نظامي را دنبال مي کردند و اين افراد که در بعضي از مآخذ و Reference ها به او اشاره شد، حضور فعال داشتند، از جمله در کميته انتشارات و تبليغات و عضو پيوسته آنجا بوده و در کتابهاي.. هم به اين مسايل اشاره شده، مي خواستم بدانم با وجود بعضي از اين افراد - مثل آقاي چمران آقاي سحابي و...- باچه هدفي ساختار تشکيلات نهضت شکل گرفت؟

يزدي: به عنوان رفرنس مي گويم که کتابي را که انتشارات قلم دارد چاپ مي کند، تحت عنوان جنبش دانشجويي دهه 23 ،1320 تا 1340 که هم خاطراتم است و هم تحقيق تاريخي است و هم انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و ريشه هاي آن را بيان کرده ام، نهضت خداپرستان سوسياليست را کمتر، اما جنبش دانشجويي رو بيشتر.
بعداز سال 32 بخشي است مربوط به فعاليتها در نهضت مقاومت ملي کميته دانشگاه ، چه جوري بود؟... بعد نشريه هاي کميته هاي دانشجويي .....شما ميدانيد در 28 مرداد سال 32 کودتا شد بلافاصله نهضت مقاومت ملي در دو هفته بعد تشکيل و اعلام موجوديت کرد نام آن هست نهضت مقاومت ملي. مقاومت در مقابل رژيم کودتا.... کساني که تشکيل دادند در اونجا گفتم در اسناد و مدارک مي توانيد بخوانيد، يک سري خاطراتي را که آقاي وحيد ميرزازاده در ايران فردا تحت عنوان مقاومت در اختناق يا همچين چيزي چاپ کرده. من توضيحاتي دادم به آقاي شاه حسيني و آقاي سحابي هم دارد .... و من اون کتاب را ياقلم چاپ کرده ام يا انتشارات..؟. در هرحال، بطور خلاصه کودتا 28 مرداد که انجام شد دوهدف داشت : 1- هدف زودرس . 2- هدف دوررس .
هدف زودرس اين بودکه شاه برگردد و [مانع] آمدن مصدق بشود و کنسرسيون و بساط شرکت نفت و جريان نفت راه بيفتد و.... اما هدف درازمدت که عبارت ازاين بود که حرکت ملي و آگاهي جديد ملي که درميان مردم به وجود آمده بود از بين ببرند... شما مي دانيد که در کودتاي 1299 رضاشاه آمد آن هم با دو هدف بود: يک هدف اين بود که به دنبال انقلاب بلشويکي در شوروي و خلاء قدرت در ايران، کمونيستها بتوانند امور کارها را در دست خود بگيرند، که با کودتا گرفتند.... اما يک هدف درازمدت داشتند که آن هم اين بود که اون هيجاني که درانقلاب مشروطيت بوجود آمده بود وبه دنبال آن فقط شوروهيجان بود که بوجود آمد، ميرزاکوچک خان وشيخ محمد خياباني و در جنوب چاکوتي ها، تنگستاني ها اون شور و هيجان را از بين ببرند ساختار اجتماعي ايران را عوض کنند.
رضاشاه موفق شد ساختار اجتماعي ايران راکه از لحاظ تاريخي سه بخش داشت و قبيله اي بود، آن ساختار تاريخي ايلات ايران را که هميشه در برابر پادشاهان گردن کشي مي کردند و در جامعه اي که نيروهاي ملي و تشکل وجود نداشت، اين قوانين هميشه محل استبداد داخلي بودند ونمي گذاشتند يکه تازي کنند... اين سيستم قبيله اي را در ايران از بين بردند. شما ا گر به زمان رضاشاه ايران برگرديد مي بينيد که بزرگترين جنگها با کردها بوده، با بختياريها و همه را سرکوب کرد. در کودتاي 28 مرداد اينها مي خواستند اون را از بين ببرند، رضاشاه موفق شد، ولي بعد از کودتاي 28 مرداد موفق نشدند. علت آن بود که نهضت مقاومت ملي که تشکيل شد... اين دستاوردهاش شد... اگرچه بعد از يکي دو سال ساکت شد و آرام شد و خيلي هيجان و گستردگي نداشت، اما همان نهضت مقاومت ملي و همان فعاليتها مانع از اين شد که دستاوردهاي دوران ملي شدن صنعت نفت به جهت سياسي اجتماعي از بين برود و انگليسي ها دوباره برگشتند. ان دستاوردي که ما نفت را ملي کرديم و انگليسي ها را بيرون کرديم، ان دستاورد را از ما پس گرفتند. اما ان تحريکها و فعاليتهايي که درميان مردم بود، علي رغم سرکوب، تيرباران و تبعيد نتوانستند از بين ببرند و پابرجا ماند به دليل اين هدفهايي که نهضت مقاومت ملي براي خودش انتخاب کرده بود. در نهضت آزادي ايران، کاري که من کردم در نهضت آزادي، 5 جلد اسناد نهضت مقاومت ملي را جمع آوري و منتشرکرديم 3 جلد آن منتشر شده و 2 جلد متاسفانه در اين تجاوزات به نهضت آزادي از بين رفت. بعد از اينکه ما توانستيم دفتر را پس بگيريم و اسناد را بررسي کرديم، چيزهايي ناقص باقيمانده که احتمالا ً ممکن است چاپ کنيم. ولي درجلد اول و سوم، شما اگر مراجعه کنيد اول بيانيه نهضت مقاومت ملي که اعلام تشکل نهضت مقاومت ملي است، هدفهايش کاملا ً شرح داده مي شود و شما مي توانيد مستند کنيد به آن و بگوئيد آنجا اينها اين حرفها را زده اند.


قانعي فرد: بعضي افراد - مثل آقاي دکتر بني صدر- معتقدند که در طي صدسال اخير، ايرانيها سه انقلاب داشته اند انقلاب مشروطه، ملي شدن صنعت نفت و سال 57، آيا شما ملي شدن صنعت نفت را يک انقلاب مي دانيد؟

يزدي: ما نمي گوئيم انقلاب، ما مي گوئيم سه فراز بزرگ تحرکات ملي است. مشروطه انقلاب بود اما بازهم درمحدوده خودش بيشتر استبداد داخلي بود وبه همين دليل شکل خيلي شديدتري داشت اما در ملي شدن صنعت نفت انقلاب به آن معنا نبود يک جنبش ضد استعماري بود بيشتر هدفش بيروني بود نه دروني، بنابراين به اون معناي انقلاب اجتماعي يا انقلاب ملي محسوب نمي شود.
نه ما مي گوئيم!....بلکه سه فرازبزرگ تاريخي مبارزات ملت ايران در راستاي آزادي و استقلال.... البته آزادي و استقلال، دو روي سکه هستند... آزادي آن عليه استبداد بوده.... در جنبش مشروطه خواهي مستيقما ً محور اصلي مبارزات ما عليه استبداد داخلي بوده است.

اما در ملي شدن صنعت نفت، قيام عليه سلطه بيگانگان بوده. در انقلاب بهمن 57 عليه استبداد بود.... به دليل اينکه آزادي و استقلال، دو روي يک سکه هستند. استبداد و استعمار خارجي در ايران هم هميشه دوروي يک سکه بوده اند، هميشه حضور استبداد موجب حضور استعمار شده است و استعمار از استبداد داخلي حمايت کرده است. تاريخ معاصر ما که هنوز به پايان نرسيده و ما هنوز نمي توانيم بگوئيم که اين چند سال به جايي رسيده و نوعي Turnover ,turning point داشته ايم.
اين تاريخ از شورش تنباکو شروع شد... يعني، اين عصر بيداري ايرانيان که هنوز ادامه دارد از شورش تنباکو شروع شد... شورش تنباکو يک شورش بود عليه سلطه بيگانه، عليه امتياز تنباکوي انگليسها که گرفته بودند، اما چون دربار ناصرالدين شاه اين امتياز را داده بود، آگاهي ملي که در اثر مبارزات مردم عليه امتياز دخانيات بوجود آمده بود، ادامه پيدا کرد عليه استبداد ناصري.... به طور ناخودآگاه همه متوجه شدند تا اين استبداد از بين نرود دوباره اينها مرتبا قرارداد مي دهند و دوباره اين بساط است، که به اين ترتيب آن طور شد. بعد از 20 شهريور که زمان ملي شدن نفت بود مبارزات ما عليه سلطه انگليسها بود، اما کودتاي 1332 و مبارزات بعد از آن نشان داد که باز هم استبداد داخلي اصل است، بنابراين مجددا ً مبارزات ما رفت به سوي قيامي عليه استبداد محمدرضا پهلوي. بنابر اين اين سه واقعه بزرگ تاريخي فرازهايي است از مبارزات ملت ايران براي آزادي و استقلال.

قانعي فرد : شما فرموديد که هنوز عصر بيداري ايرانيان ادامه دارد، در کدام جهت؟ وانگهي، چه پيش بيني هايي براي اين عصر بيداري داريد؟

يزدي: عصر بيداري ايرانيان ادامه دارد، از اين بابت است که هنوز ان هدفهايي که پدرانمان از شورش تنباکو و جنبش مشروطه خواهي شروع کردند، مرتب رفتيم بالا و آمديم پائين... هرچند دستاوردهايي داريم ولي هنوز نهادينه نشده و به همين دليل آسيب پذير است... حالا همين وضعيتي که ما داريم، يک وضعيت نهادينه شده نيست. با ترور يک فرد، با مرگ يک فرد، با حمله و.. ممکن است همه چيز دوباره بهم بريزد... به همين دليل من مي گويم آن چيزي که پدران ما از شورش تنباکو شروع کردند، هنوز ادامه دارد و هنوزبه يک پاگرد يا turninig point نرسيده، منظور من ازاينکه مي گوييم به پايان نرسيده اين است که هنوز institutionalize نشده، يا نهادينه نشده... هنوز تمام نيروهاي موثر اجتماعي بر سه مبناي آزادي و استقلال باهم به اتفاق نظر نرسيده اند ... هنوز دعواهايي که در دوران مشروطيت بود، هنوز هم آن دعواها مطرح است... ببينيد در مشروطه شيخ فضل اله نوري چي مي گفت؟ مي گفت معني ندارد که عوام بنشينند قانون تعيين کنند، ما که خواص هستيم ما هم تبعيت کنيم.... به آزادي مي گفت کلمه تبعيد آزادي.... کلمه تبعيد رامي دانيد يعني چي؟ مي گفت راي اکثريت در اسلام نداريم، قوه تقنين نداريم... اسلام همه قوانين را آورده....
يعني، درک درستي از عملکرد مجلس شورا نداشتند، امروز هم مصباح يزدي همان حرفها را تکرار ميکند. امروز هم جنتي همان حرفها را تکرار ميکند.... بنابراين دعوايي که الان هست همان دعوايي است که در مشروطه هم وجود داشت... بنابراين هنوز در عمق جامعه ما، ميان همه نيروهابه يک اتفاق نظر نرسيديم که در واقع، جز اين چاره اي نيست و به همين دليل دائم با هم در تعارض هستيم، گاهي پيروز مي شويم آنها پايين مي افتند گاهي ما زورمان کم مي شود و آنها مي آيند... الان ببينيد ما داريم مي رويم به چه سمت و سويي؟
انتخابات مجلس هفتم نشان داد که ما دوباره برگشتيم به حکومت تک فردي... جالبه که اخيراً سرودي درست کرده اند، همين اخيراً که آقاي خامنه اي بعضي از بچه ها را ديده بود بعد از صحبتها اين سرود را گذاشتند من هم تا حالا نشنيده بودم اسمش "اي سايه خدا" بود...در واقع، کيش شخصيت با تمام معاني آن. دوباره برگشتيم به همان جاي قبلي.. نه اينکه برگشتيم به انجايي که ناصرالدين شاه بوده.... نه معناي آن اين است که جنبش دمکراتيک در ايران يک مقداري عقب نشيني کرده يا ضربه خورده است و پياده شده، آنها امدند سر کار و حالا آنها دارند چهار تخت دارند مي روند به سمتي که اين حکومت فردي را تثبيت کنند، اما آيا مي توانند يا نه؟
يک سؤال است که به نظرمن نمي توانند، پس بنابراين اين که من مي گويم تمام نشده ... از اين بابت است که هنوز اين اهداف و دستاوردهايي را که يک زمان ما برايش انقلاب کرده ايم، در فرازهاي مختلف ما بوديم، نسل کنوني مثل بنده، نسلي را که بعد از نسل دوم انقلاب داريم، و اين نسل باز هم با اين مسايل آمده، نسل اول و نسل انقلاب و شما نسلهاي دوم انقلاب... و حالا نسل سوم هستند.... اما هنوز نرسيده ايم.

قانعي فرد: اما يک سؤال مطرح مي شود، ما احتمالا در طي اين سه انقلاب، به آرمانهايمان پايدار و پايبند نبوديم و يا دير متوجه شديم وگرنه يک انقلاب کافي بود و نيازي به تکرار تجربه نبود؟

يزدي: هيچکدامش نيست! ما به آرمانهايمان پايبند بوديم انهايي که آرمان گرا بودند، اما براي اينکه اين جنبش institutionalize (نهادينه) شود و به نقطه اي برسد ما مسائل مان را نمي توانيم با زور حل کنيم... در انقلاب مشروطيت مشروطه خواهان پيروز شدند و مستبدين شکست خوردند... اما مستبدين از بين نرفتند، اگر از بين رفته بودند قانون اساسي مشروطه در بطن خودش تعارض نداشت... ببينيد شما اگر قانون اساسي مشروطه را مطالعه کنيد اصولي هست که خيلي دوپهلو است.... مثل اصل 48 چون که نه نيروهاي مشروطه خواهان اون اندازه قوي بودند که به کلي پادشاه را بنشانند سرجايش و پادشاه هم ببيند که هيچ چاره اي ندارد، بلکه بايد بپذيرد که اين تنها راه حل است... و نه مستبدين هم زور داشتند که مشروطه خواهان را به کلي منحل کنند!... بنابراين آمدند اين وسط يه جايي باهم ديگر "کانسترومايز" يا تمرکز کردند و بنابراين قانون اساسي مشروطه به گونه اي نوشته شده است که هم پادشاه را و هم مشروطه خواهان را راضي کرد اما بعدها همان اصل 48 موجب شدکه رضاشاه بگويد که نه من بايد اينها را معين کنم و معين هم مي کرد و دعوا شد بين مشروطه خواهان و مستبدين جديد... که شاه سلطنت کند نه حکومت او... او مي گفت من آريامهر هستم و همه کارها را بايد بکنم.
مثلا ًمن الان دارم چيزي مي نويسم در رابطه با الگوي ژاپن. آقاي حداد عادل گفته مي خواهيم ايران را ژاپن اسلامي کنيم. من دارم دنبال آن مقاله اي هستم که الگوي چين را نوشته بودم، درباره الگوي ژاپن در زمان امپراطور نيجي در ژاپن هم اين دعواها بود. اما بالاخره ژاپني ها، مجموعه نيروها - اعم از ملت گراياني که دعوا دار امپراطور به عنوان خدايگان بودند و هم بقيه - به اين جمع بندي رسيدند که بايد اين تغييرات را بپذيرند. ما در ايران هنوز به اين جمع بندي نرسيده ايم.


قانعي فرد: دليلش اين نيست که در نوعي مدار بسته مانده ايم؟

يزدي: يعني چي مدار بسته؟

 

قانعي فرد: يعني مدار بسته، نوعي انحصارگرايي هست از استبداد و عدم ارتباط برون و درون مرزها و... که زبان ما هم بجاي اينکه هدف آزادي باشد، هدفمان قدرت است. يعني همه قدرت محورند؟

يزدي: ايرادي ندارد!... من ايرادي نمي بينم. اگر در کشورهاي ديگري که دمکراسي مسلط شده اونجا بازيگران واکنش گران دنبال قدرت نيستند؟ چرا دنبال قدرتند ....خوب ما هم دنبال قدرتيم. مهم اين نيست من چه مي دانم در دل ايشان يا در دل شما... يا حتي در دل من چي هست؟... مهم اين نيست که در دل شما چي مي شود؟ مهم اين است که ساختار قدرت و مناسبات قدرت به گونه اي باشد که اين آقا نتواند هر کاري که دلش خواست بکند... نه اينکه نخواهد... حتي اگر هم قانون به او اجازه مي دهد نتواند.... الان ملکه انگلستان مي تواند مجلس را منحل کند... اما شرايط سياسي اجتماعي به او اجازه نمي دهد که از آن قدرتي که دارد استفاده کند تا بخواهد اين انحلال مجلس را بياورد... با يک نشست و برخواست در رأي گيري، سلطنت را منقرض مي کنند. به عنوان سمبل سنت هاي گذشته نگاهش داشته اند... مثل امپراطور در ژاپن... امپراطور خدا نيست امپراطور هم به اين جمع بندي رسيده که منافع ژاپن در اين است که من همين جا، اين اندازه محکم باشم.... من چند سال پيش استکهلم بودم، دعوتم کرده بود. درinternational center انجا صحبت کردم. يک روزي ديدم سر مسائل خيريه ملکه سوئد حرفي زد... آنجا زندگي کرديد مي دانيد که در سوئد نظام پادشاهي است... قديمي ترين کشور سوسيال دموکرات دنيا.. که حزب سوسيال دموکرات بيش از 70 سال است که حاکم است و هنوز پادشاهي دارد... بله چيزي راجع به امور خيريه گفته بود که همه در پاسخش گفتند که به شما چه مربوط؟... آقاي هانس برگمن مهماندار من بود و خيلي به ايران علاقه مند بود و کميته روابط ايران و سوئد رادرست کرده بود. گفتم هانس اينها چه مي گويند؟ حرفي که نزده،.. گفت: اين الان راجع به امور خيريه صحبت مي کند، اگر جلويش نايستيم، فردا راجع به چيزهاي ديگري صحبت مي کند... به تو چه مربوط بنشين سر جايت!.. الان در کاخ پادشاهي استکهلم هست اما فقط براي مهماني هاي رسمي، پذيرايي هست.. و گرنه خود شاه و ملکه در آپارتمان ديگري زندگي مي کنند... مثل بقيه با دوچرخه مي آيند و مي روند و من ديدم...
پس ببيند نمي توانيم بگوئيم که چون ما آدم هايي هستيم که دنبال قدرت هستيم و تشنه قدرت هستيم، نتوانسته ايم.... من مي توانم تشنه قدرت هم باشم .... اما چيزي که در ما ايرانيها هنوز هست به نظر من مانع فرهنگي است... اين است که مبتلا به فرهنگ استبدادي هستيم اينجا بايد استبداد را فقط در روابط سياسي قدرت ندانيم، بلکه در روابط فرهنگي آن بدانيم... ويژگي هاي استبداد و فرهنگ استبدادي مطلق بيني و مطلق خواهي و مطلق نگري است. من حق مطلق هستم همه چيز را من سياه و سفيد مي بينم... اين مطلق بيني است که اين کار را مي کند اگر من مطلق بين نباشم، مي گوئيم خوب بله من بايد قدرتم را حفظ بکنم، و براي اينکه حفظ کنم بايد ايشان هم بيدار شوند، اما متلون خواهان پيرو قانون همه يا هيچ هستند... يا همه بايد باشند يا هيچي نبايد باشد... در حاليکه در ساير کشورها دموکراسي جامعه بشري، امور نسبي است... ما در عالم واقع هيچي چيز سياه و سفيد نداريم همه چيز خاکستري است... نه من حق مطلق هستم نه شما باطل مطلق... اما بعدها ايرانيها به دليل ابتلا به يک نوع بيماري، بدليل 2500 سال حکومت سلطنت استبدادي، اين روحيه را دارند، و اين در تمام ساختارها هست.
روابط پدرها و روابط استاد با دانشجوها را مي بينيم، اين آقاي ناشر کتاب را مي خواهد ببرد انجا در وزارت ارشاد، ان آقا کاري به قانون ندارد که، مي گويد، من اين کلمات را نمي پسندم برو و آنها را عوض کن.... هرچه مي گويند بابا آخر چيست مگر دو تا کلمه؟... همين نگاه استبدادي، مشکل اساسي ما است... ژنتيک نيست تغيير پيدا مي کند اما بايد بدانيم که ما چنين ويژگي هايي داريم، اگر اين آقا را بردارند شما را بگذارند همان جوري عمل مي کنيم.

قانعي فرد: بعد از کودتاي مرداد در سال 39 جبهه ملي را دکتر علي شايگان از ياران دکتر مصدق در آمريکا تأسيس کرد. اولين کنگره هم درسال 41 در شهر نيويورک تأسيس شد در کنگره هاي بعدي درسال 66 تا 67 برگزار شد. در آن وقت هم شما عضو شوراي برگزيده آن بوديد. اين يه نوعي اپوزسيون در خارج از کشور به شمار مي رفت. آيا به نظرشما در هر انقلاب يا هر جنبش نقش اپوزسيون در خارج از کشور چگونه مي تواند باشد؟

يزدي: من اول يه اصلاح مي کنم جبهه ملي آمريکا را دکتر شايگان تأسيس نکرد.

قانعي فرد: من بنا به استناد حرف آقاي سرهنگ نجاتي مي گويم.

يزدي: سرهنگ نجاتي، اصلا تمامش ناقص است. جبهه ملي آمريکا را هنگامي که من در شهريور سال 39 به آمريکا رفتم، قبل از اينکه بروم به آمريکا، خوب درنهضت مقاومت ملي همانطوري که شما اشاره کرديد در کميته هاي مختلفي بودم در سالهاي آخر هم عضو کميته اجرايي نهضت مقاومت ملي بودم، درست است که فعاليتها خيلي نبود، اما ما هر دوشنبه جلسه هاي کميته مرکزي و کميته اجرايي را داشتيم. مهندس بازرگان بود، نصرت اله اميني بود، رحيم اعطايي بود، حسن نصيح، امير مهندس شهافيا بود- که شد اميرانتظام - ما مسائل سياسي را بررسي مي کرديم و صحبت مي کرديم، گاهي هم چيزهايي را مي نوشتيم و ارايه مي داديم.... سال 38 مطالعات سياسي نشان داد که آمريکائيها به شاه دارند فشار مي آورند که تغييراتي را بپذيرد، ما احساس مي کرديم که زمان آن فرا رسيده که مبارزه سياسي زيرزميني را به يک مبارزه سياسي رو زميني که گسترده تر باشد تبديل کنيم، بنابراين يک طرحي تهيه کرديم و رفتيم با رجال ملي... که البته شايگان نبود و بقيه در ايران بودند مثل معظمي و مثل بقيه... بقيه هم صحبت کردند. تيم هاي دونفره و سه نفره شديم که از مجموع مخالفان نهضت مقاومت و با همه آقايان صحبت کرديم. واين تحليلمان را ارائه داديم... همه پذيرفتند که الان وضع مناسب است. اسامي 120 تا 130 نفر را تهيه کرديم که همه اينها را دعوت کنيم که آن وقت اين بشود يک حرکت جديد از درون اين حرکت، جبهه ملي بوجود آمد. اولين فعاليت سياسي خارج از مجموعه ها به طور علني در انتخابات مجلس 12 بود که به عنوان اعتراض رفتيم در جلوي وزارت کشور که اون موقع درميدان ارگ بود - جايي که الان دادند به دادگستري - اتابکي وزير کشور بود رفتيم انجا.
آقاي مهندس بازرگان، دکتر سعيدي کشاورز – صدر- نصرت اله اميني و يک نفر ديگر از بين 5 نفر انتخاب شدند و رفتند با وزير صحبت کردند.... جبهه ملي ازآنجا شروع شد... من در شهريور سال 39 که خواستم بروم به آمريکا، پيغامهايي را از طرف مهندس بازرگان و آقاي کاظمي بردم براي شايگان و برايش توضيح دادم که وضع ايران اينطور است و او هم استقبال کرد و پيشنهاد اين بود که جبهه ملي آمريکا را اعلام کنيم و باهم نشستيم و با افراد صحبت کرديم... دعوت افراد به تشکيل شوراي جبهه ملي آمريکا با خط من است و در اسناد دارم که دعوت کرديم و يک شورا تشکيل شد... شايگان بود، صادق قلي (قطب) زاده بود، چمران بود، شاهين فاطمي، علي محمد برادرزاده، مرحوم دکتر فاطمي - که جزء سلطنت طلبان است - جبهه ملي را تأسيس کرديم و اساسنامه اي تنظيم کرديم.
رئيس شوراي مرکزي دکتر شايگان بود، مرحوم دکتر فاطمي که سفير ايران در سازمان ملل بود، بعد از کودتا پذيرفت که ادامه دهد. و يک هيئت اجرايي را تعيين کرديم که مرحوم نخشب بود و شاهين فاطمي بود چمران بود و من و يک آقاي ديگر.... و به اين ترتيب يک جبهه ملي درست شد. و هرسال هم ما کنگره داشتيم در سرتاسر آمريکا... افرادي هم دعوت به همکاري شدند و آمدند و تا سال 43 و 44 جبهه ملي در آمريکا بود... اما با فروکش کردن مبارزه در داخل ايران بعد از 15 خرداد سال 42 ...آرام آرام سکوت جبهه ملي ايران در داخل کشور و تشکلاتي که در داخل کشور به وجود آمدند.
اما سؤال شما قسمت دوم؛ اصولا ً نقش ايرانيان خارج از کشور، من پيشنهاد مي کنم شما اين را تحت اين عنوان مطرح کنيد نقش ايرانيان خارج از کشور در جنبش ها و خيزش هاي ملي کشور دخيل بودند و در جنبش هاي داخلي نقش داشتند... چه ايرانيان که رفتند در هند و تحريکات هندي ها را عليه انگليسي ها ديدند و متأثر از آن آمدند در ايران مسائلي را مطرح کردند، شما اگر تاريخ بيداري ايرانيان ناظم الاسلام کرماني را بخوانيد.... مي گويد تا وقتي دور هم جمع مي شديم چرا نگران بوديم... دقيقا ً مي گويد همان کاري که انگليسيها در هند کردند شرکت هند شرقي رفت آنجا و باعث سلطه انگليسي ها شد... اين ها با آمدن کمپاني انگليسي در دخانيات همان کار را مي خواهند بکنند... کاملا ً نشان ميدهد که فعالان سياسي آن موقع از آنچه که در هند بوده با خبر بودند به کمک آمدند و رفتند به آنجا.
در ترکيه عثماني، دوران عثماني هم مي دانيم. مي دانيم بسياري از ايراني هايي که تبعيد شدند، رفتند آنجا و در آنجا مؤثرتر بودند و کار کردند. ما مي دانيم ايرانياني که در قفقازبودند در انقلاب مشروطه نقش داشتند اگر بخواهيم اين سير را برويم... ايرانيان مهاجر را بايد طبقه بندي کنيم... ايرانيان مهاجر، 1 طبقه افراد عادي بودند که براي کار رفتند يا ـ مي رفتند به باکوتري کمپاني نفت و در باکو کار مي کردند... افرادي عادي بودند يا در دوران هاي بعدي مي رفتند به کشورهاي عربي کويت، دبي، که کارگران معمولي بودند و مي رفتند براي کار يا کساني بودند که مهاجر بودند و مي رفتند در نجف و کربلا مجاور مي شدند... اين افراد سطح اطلاعات سياسي شان پائين بود و وابستگي طبقاتي شان در سطح پائيني بود.
ما نمي بينيم اينها در جنبش هاي ما نقش داشته باشند، اما يک گروههاي ديگري بودند که تحصيل کرده هاي ما بودند به اروپا رفتند به هند يا در قفقاز بوده اند، اينها در تمام دوران مؤثر بوده اند. در دوراني که شما الان پرسيديد سال 39 تا 40 جبهه ملي شعبه آمريکا، جبهه ملي شعبه اروپا، سازمان دانشجويان ايراني در آمريکا، اتحاديه دانشجويان ايران در اروپا، و بعدها کنفدراسيون دانشجويان ايراني، انجمن اسلامي دانشجويان در آمريکا، کانادا، انجمن اسلامي دانشجويان در اروپا، نهضت آزادي ايران در خارج از کشور، همه اينها در جنبش داخلي ايران نقش داشتند هر کدام به يک صورتي.
هنگاميکه مردم ايران در 15 خرداد سرکوب شد، تظاهرات ما عليه شاه مؤثرتر بود. هنگامي که در سال 43 شاه آمدند به آمريکا، ما آن چنان تدارکي براي تظاهرات عليه شاه گرفته بوديم که آقاي باهر که سرکنسول ايران در نيويورک بود پسر آقاي زنجاني، سعيد زنجاني را فرستاد پيش چمران که سفارت مي گويد اين کارها را نکنيد. هر کاري شما بگوئيد ما مي کنيم. بازرگان، طالقاني و.... را آزاد مي کنيم.
من و چمران نشستيم بحث کرديم. پيغام داديم که برويد با بازرگان و طالقاني در زندان مذاکره کنيد انها هر دستوري دادند ما انجام مي دهيم. تظاهرات بسيار گسترده اي را انجام داديم. در تمام دوران به خصوص از سال 40 به بعد در واقع از شهريور سال 39 تظاهرات گسترده دانشجويان خارج از کشور بود، من مي خواهم به شما رفرنس و ارجاع بدهم که کجاها اين اطلاعا ت را جمع کرده ام.
من هنوز نرفته بودم به آمريکا در اوايل شهريور سال 39 ،17 دانشجو ايراني رفتند جلوي سازمان ملل تظاهرات کردند و اين يک نقطه آغاز است که بعدا ً اين را شرح مي دهم که سازمان دانشجويان ايراني در آمريکا را چگونه بچه ها گرفتند و دست دولت بود و دست سفارت بود و در اپلينسي که در انجا کنگره تشکيل شد چه اتفاقي افتاد که سازمان دانشجويان را باصطلاح سازمان نيروهاي ملي بودند، سازمان انتخابات را ــ صادق مدرسان زاده بود و سيروس پرتويي و مجيد تهرانيان بود و با شاهين فاطمي اکثريت را بردند. در اروپا هم جبهه ملي اروپا تشکيل شد که همه از دوستان ما بودند. علي شريعتي بود و روزنامه ايران آزاد ماهانه چاپ مي شد که شريعتي سردبير آن بود اين ها درجنبش درون ايران اثر گذاربودند. يکي از مؤثرترين آن اقدامات، دفاع از زندانيان بود.

 
| Copyright 2004 Tabriznews | webmaster@tabriznews.com |Design: Kayvan
| Best viewed at 800x600 resolution with MSIE 5 or higher using Unicode (UTF-8) Encoding with Medium text size. |
| For any problems viewing this site, please visit our Help and Troubleshooting page. |
Download Flash player For Windows From Here | For IE From Here.