1383/07/20

تاريخ:     سياسي

سرويس:

Monday, 11 October 2004 07:41 PM +0430   2161 شماره:
 

بيانيه هيات رهبري "جبهه ملي ايران" ،

در خصوص فعاليت هاي هسته اي ايران

 

تبريز نيوز : سرويس سياسي :هيات رهبري جبهه ملي ايران ، بيانيه اي در خصوص فعاليت هاي هسته اي ايران صادر کرده است .متن کامل اين بيانيه که به امضا عبدالعلي اديب برومند، مهندس عباس امير انتظام، دکتر داود هرميداس باوند، سرلشگر بازنشسته ناصر فربد، مهندس نظام الدين موحد، دکتر پرويز ورجاوند، رسيده ، در زير آمده است .

 

بنام خداوند جان و خرد


ماجراي فعاليت هاي هسته اي ايران و غوغاي برپا شده در برابر آن از سوي غرب بويژه امريکا، اسرائيل و سه کشور عمده اتحاديه اروپا در عين آنکه راه به سالهاي پيش مي برد، ولي اوج آن به دوران حمله به عراق مربوط مي گردد که به گونه اي غير منتظره روز بروز بر ميزان اوج گيري موضع گيريهاي شديد در برابر ايران افزوده مي شود. اين ساده انديشي است که بگوييم سازمانهاي اطلاعاتي غرب و اسراييل طي سالهاي گذشته از ميزان پيشرفتهاي فعاليتهاي اتمي ايران ناآگاه بوده اند و يا اينکه ايران در يک دوران بسيار کوتاه توفيق آن يافته تا به پيشرفتهاي چشم گيري دست بيابدو تا به اين حد موجبات تشويش قدرتهاي جهاني را فراهم بسازد. شک نکنيم که دستگاههاي اطلاعاتي غربي به کمک پيشرفته ترين تکنولوژيهاي ممکن و گستردگي شبکه هاي جمع آوري اطلاعات، گام بگام نه ايران که ديگر کشورهاي علاقمند به دستيابي به توان انرژي اتمي را دنبال مي کنند. مگر امکان دارد در خريدهاي چند ميليارد دلاري ايران از پاکستان، کشوري که تمامي نيرويش را مديون ياريهاي امريکا و انگلستان است به گونه اي صورت گرفته باشد که سرويسهاي اطلاعاتي غرب از آن بي خبر مانده باشند؟ مگر مي شود سالها مراکزي چون اراک، نطنز، اصفهان و تهران در زمينه دستيابي به آب سنگين و سانترفيوژهاي P2 و آزمايشهاي گوناگون در زمينه غني سازي اورانيوم فعال باشند و دنياي قدرتمند غرب با وجود ماهواره هاي جاسوسي از آن بي خبر باشند؟

 

بنابراين، سخن در اين باره نيست که قدرتهاي جهاني يکباره بخود آمده باشند و طاقت از کف بدهند و اين چنين ايران را در منگنه قرار دهند. مسئله چيزي شبيه محاصره هرات و حمله انگليسي ها با استفاده از ديپلماسي کشتي هاي جنگي و اشغال بخشي از جنوب کشور است تا ايران را وادار به دست کشيدن از هرات کنند. امروز آمريکا و غرب بويژه سه کشور عمده اتحاديه اروپا در يک تلاش گسترده، در عين حاليکه هر يک براي کسب منافع بيشتر در خاورميانه تلاش دارند، با توجه به واقعيت ها برآنند تا در چارچوب يک تعامل کلان، منافع را ميان خود تقسيم کنند، نه آنکه به جدال باهم بپردازند. در تغييرات اساسي که مورد نظر غرب است، ايجاب مي کند با حذف عراق به عنوان يک قدرت عمده منطقه اي شرايطي پيش نيايد که ايران با توجه به موقعييت بسيار حساس و عمده اي که در قلب منطقه دارد، بتواند در وضعي قرار گيرد که حرف اول را بزند. آنها به خوبي از حساسيت شديد شماري از همسايگان ايران در منطقه، بويژه کشورهاي عربي، نسبت به افزايش قدرت ايران آگاهي دارند. بنابراين، برآنند که در کنار ايجاد تغييرات اساسي در وضع منطقه، به آنها اطمينان دهند که اجازه نخواهند داد ايران به عنوان قدرت برتر منطقه نقش آفرين بگردد.

بنابراين، بايد بخش عمده اي از درآمدهاي نفتي ايران صرف توسعه تکنولوژي جنگ آفزارها و فعاليتهاي هسته اي بگردد و با اجراي سناريوي بزرگنمايي توان هسته اي ايران زمينه سازيهاي لازم را فراهم آورند تا با بردن پرونده به شوراي امنيت و دادن التيماتوم به ايران نخست فشارهاي اقتصادي را تحميل کنند ودر صورت مقاومت ايران با تمهيداتي خاص شرايط را براي ضربه زدن به جايگاههاي فعاليت اتمي ايران و شماري از زيرساخت هاي عمده توليد انرژي کشور از راه دور فراهم سازند و لطمه اي سنگين بر ايران وارد آورند.

اين درست است که برابر ضوابط آژانس و قرارداد NPT و حتي پروتکل الحاقي ايران حق دارد که چون ديگراعضاء به فعاليتهاي گسترده صلح آميز دست بيابد. اين نيز منطقي است که ايران براي تامين سوخت رآکتورهاي خويش حق دارد تا بکار غني سازي اورانيوم بپردازد و با توجه به ذخاير قابل توجه "ساغند" و غيره به استخراج و فرآوري بپردازد و اجبار نداشته باشد تا سوخت مورد نيازش را از غرب و با هزينه هاي سنگين تامين کند. و حتي به موقعيتي دست يابد که بتواند به عنوان صادرکننده سوخت رآکتورهاي اتمي به امکانات اقتصادي فراواني دست بيابد. ولي واقعييت هاي تلخ جهان امروز و معادلات جهاني و نقش قدرتهاي برتر اجبارهايي را به کشورهاي جهان ديکته مي کند که به راحتي نمي توان از زير آن فشارها خود را بيرون کشيد. امروز قدرتي لجام گسيخته و بي پروا چون آمريکا در موقعيتي قراردارد که قدرتهايي چون روسيه و چين که هم از توان بالاي اتمي و فضايي برخوردارند و هنوز صاحب نفوذ هستند و چين سالهاست در مسير توانمندي چشمگير اقتصادي گام بر مي دارد، با اين حال، در عمل هيچگاه خود را درمسير چالش جدي با آمريکا قرار نمي دهند و ازهيچ کشوري در درگيري با آمريکا حمايت نمي کنند. اتحاديه اروپا نيز به عنوان دومين قدرت نيز در عين آنکه مي کوشد منافع خويش را حفظ کند، بهيچوجه در مسير تضاد با آمريکا گام نمي نهد. با توجه به چنين شرايط نامناسبي آيا کشورهاي جهان سومي و حتي درحال توسعه دروضعي قرار دارند که بتوانند منافع ملي خودرا بدون درنظر گرفتن اين واقعييت نامطلوب آنطورکه خود مي خواهند تامين کنند؟ از ياد نبريم که هند و پاکستان بدون برخورداري از حمايت قدرتهاي جهاني و برقراري تعامل لازم با آنها هرگز امکان دسترسي به سلاح اتمي را نمي يافتند و از مزاياي آن براي بالا بردن موقعييت و موضع استراتژيک خويش نمي توانستند بهره بجويند. آيا ديپلماسي خردمندانه هند در برقراري تعامل با قدرتهاي جهاني براي حضورش در باشگاه کشورهاي اتمي لطمه اي به استقلال و اعتبار منطقه اي و جهاني هند وارد ساخته است؟

حاکميت ايران در بعد از انقلاب با اتخاذ روش تقابل با کشورهاي منطقه و قدرتهاي جهاني تا به امروز لطمه هاي شديدي بر منافع ملي ايران در ابعاد مختلف وارد ساخته و فرصتهاي گرانبهايي را براي ارتقاء بخشيدن به موقعيتت ايران در زمينه هاي گوناگون از دست داده است. بن بست امروز ملت ايران در قبال دستيابي به توانمنديهاي اتمي صلح آميز يکي از نمود هاي سياست تنش آفرين حاکميت در طول سالهاي بعد از انقلاب است. بر اساس کدام سياست خردمندانه اي در بحراني ترين شرايط و فشارهاي جهاني ايجاب مي کرد تا ما بصورت علني و با تبليغات گسترده به آزمايش موشکي دست بزنيم و بهانه بدست بدهيم. بر اساس چه تدبيري و با چه زمينه اي ايجاب مي کرد تا مقام اصلي مذاکره کننده ايران اعلام کند که ما آزمايش غني سازي را از سر خواهيم گرفت که بعد از چند روز بر اثر فشارهاي همه جانبه به سرعت ناچار به عقب نشيني بشويم. کدام ديدگاه ملي و شناخت آگاهانه به آنهايي که به زور شوراي نگهبان نام نماينده ملت را بر خود گذارده اند، اجازه داد تا دست به مانور براي وادار ساختن دولت به از سرگيري غني سازي اورانيوم بزنند. اين آقايان مي دانند ميهن ما در چه موقعييتي قرار دارد؟ شرايط بشدت بحراني منطقه را مي توانند درک کنند؟ آيا آنهايي که دستيابي به قدرت بي چون و چرا و تثبيت سلطه حاکميت توان واقع بيني را ازآنان سلب ساخته و برطبل جنگ و رودررويي ميکوبند و براي عمليات انتحاري نام نويسي مي کنند، مي دانند که راه را براي مورد هدف قرار دادن نظامي ايران از سوي آمريکا و اسراييل و همسويانشان هموار مي سازند.

چرا حاکميت نمي خواهد با سياست تنش آفرين شعاري وداع کند و با درک واقعييت براي حفظ منافع ملي راه تعامل با قدرتهاي جهاني را درپيش بگيرد وبيش از اين کشور را به پرتگاه نزديک نسازد. ما به عنوان کهن ترين جريان ملي که هميشه به حفظ استقلال و يکپارچگي و تماميت ارضي و بر آزادي وحاکميت ملي پا فشرده ايم، ضمن آنکه دستيابي ملت ايران را به تکنولوژي هسته اي براي هدفهاي صلح آميز در تمامي مراحل آن حق ملت ايران مي دانيم، با توجه به واقعييت ها معتقديم که با تشديد تنش با آمريکا روزبروز کشور در تنگناهاي بيشتري قرار خواهد گرفت. از سوي ديگر، هشدار مي دهيم تا زمانيکه سياست قبضه کردن همه قواي کشور در دست جناح انحصار طلب و تشنه قدرت ادامه داشته باشد و خواست و راي ملت به هيچ گرفته شود و حاکميت براساس يک اقليت پانزده درصدي همه چيز و همه قواي کشور را در اختيار داشته باشد، فشارهاي قدرتهاي منطقه اي و جهاني فزوني خواهد گرفت و ايران درمسير تندبادهاي حوادث ويرانگر تري قرار خواهد گرفت که بيم آن مي رود که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان.


هيئت رهبري جبهه ملي ايران
عبدالعلي اديب برومند، مهندس عباس امير انتظام، دکتر داود هرميداس باوند، سرلشگر بازنشسته ناصر فربد، مهندس نظام الدين موحد، دکتر پرويز ورجاوند.
11 مهر 1383

 
| Copyright 2004 Tabriznews | webmaster@tabriznews.com |Design: Kayvan
| Best viewed at 800x600 resolution with MSIE 5 or higher using Unicode (UTF-8) Encoding with Medium text size. |
| For any problems viewing this site, please visit our Help and Troubleshooting page. |
Download Flash player For Windows From Here | For IE From Here.