1383/07/20

تاريخ:     سياسي

سرويس:

Monday, 11 October 2004 07:41 PM +0430   215 شماره:
 

”نگاهي به افق‌هاي پيش روي "جنبش زنان"

 و تعامل آن با "جنبش دانشجويي“

 

روزبه ميرچرخچيان
roozmir@yahoo.com

 سايت زنان ايران : راههاي گسترش جنبش نوپا اما پيشروي زنان كدام است؟ چگونه مي توان موجهاي ايجاد شده در جهت ايجاد عدالت جنسي در جامعه را در بستري مناسب به پيش برد تا چون جريانهاي سست و بي پايه‌اي كه هر از چندگاه تب تندشان جمع هاي روشنفكريمان را فرا مي‌گيرد و سپس خيلي زود با وزش نسيمي مخالف نيست و نابود مي‌شود، تسليم سدهاي گاه مستحكم پيش رو كه شمارشان هم كم نيست، نگردد و تا حصول نتيجة مطلوب به راه دشوار خود ادامه دهد؟ اگر به حركتهاي انجام شده توسط فعالين مسائل زنان در حوزه‌هاي مختلف دقيق شويم و حاصل فعاليتهاي آنان را كه عليرغم كارشكنيها و دشواريهاي موجود همچنان پايرجا ماندند بررسي نماييم، به نقطه ضعف مهمي برمي‌خوريم. نقصان قابل جبراني كه هميشه پاشنة آشيل بحثهاي روشنفكري كشورمان بوده و نگذاشته اين بحثها از سطوح بالاي جامعه به لايه‌هاي متوسط و زيرين آن نفوذ كند و مقبوليت عام بيابد: ”آگاهي عموميمبحث آگاهي و روشهاي مختلف بسط و گسترش آن، همواره از دغدغه‌هاي اصلي انديشه‌وران و صاحب نظران مسائل اجتماعي مختلف بوده و هر جرياني براي شناساندن و اشاعه نظريات خود، ناگريز بايد به روشهاي متنوع و مؤثر بالا بردن آگاهي عمومي نسبت به موضوعات كاري و فعاليتهاي اجتماعي خود بيانديشد. در اين ميان، هر چه نظام حاكم بر هر كشور و گردانندگان آن سياستهاي بازتري را در عرصه اطلاع رساني و مواجهه با رسانه‌ها اتخاذ كنند، راههاي گسترش نظريات و اطلاعات، متنوع‌تر و تأثير آن، به سبب حجم بالاي آگاهي رسانيهاي بي‌واسطه و مستقيم، بهتر و بيشتر خواهد بود.  متأسفانه امروز، درشرايطي كه رسانه‌هاي ملي و خصوصي، اعم از صدا و سيما و مطبوعات و جرايد مختلف وضعيت اسفناكي را تجربه مي‌كنند، سايتها و وبلاگهاي اينترنتي تعطيل و گردانندگانشان يكي يكي احضار مي‌شوند و از گوشه و كنار هم خبرهايي مبني بر افزايش احتمال برخورد با NGOها و نهادهاي اجتماعي غيردولتي به خصوص در ماههاي آينده، شنيده مي‌شود، مبحث اطلاع‌رساني به معضل بزرگي براي همه جريانهاي فرهنگ‌سازبدل شده و به جاي جريان آگاهي ، بيشتر بايد از بحران آگاهي در جامعه سخن گفت! بحراني جدي كه گاه در روند فرسايشي مقابله با آن، بيشينه نيرو و انرژي جنبش‌هاي اجتماعي گرفته مي‌شود و توانشان آن چنان تحليل ميرود كه نفس ها به شماره مي‌افتد! حال اگر حيطة كاري آن جنبش، زنان و مسائل مربوط به اين قشر از جامعه باشد كه همواره در ساية سنتهاي غلط و تنگ نظريهاي باطلي كه نشان از ناآگاهي سطوح مختلف اجتماع دارد مانده‌اند، اين معضل جدي تر و پررنگ‌تر مي‌شود. چرا كه عمده مشكلات در راه اعادة حقوق زنان، سرسختي‌ها و خشك انديشي‌هاي رواج يافته‌اي است كه ريشه در ناآگاهي و عدم ارتباط با دنياي بيرون و فقدان راههاي ارتباط مستقيم با مباحث روشنگرانة مطرح در حلقه‌هاي فكري موجود در جامعه دارد و گاه تا آنجا گسترش مي‌يابد كه تعويض نسلها هم، كه غالباَ به شكستن و كم رنگ شدن باورهاي عمومي مي انجامد، فايده‌اي نمي‌كند و فرزندان برآمده از دل اين تفكر، به واقع فرزندان خلف نسل پيش مي‌شوند و چون آنان در همان قالبهاي غيرقابل انعطاف فكري سير مي‌كنند. اگر همين گونه پيش برويم و در همين فضا به ادامه تحليل شرايط موجود بپردازيم، شايد به دورنماي نه چندان روشني در عرصه فعاليتهاي اجتماعي، به خصوص در حوزة زنان، برسيم. دورنمايي كه چندان هم بيراه نيست و شايد به قول يكي از فعالان اين حوزه، بايد خود را براي يك دوران *آفتاب نشيني و فطرت، با مدت نامعلوم آماده كنيم. اما اين امر وقتي محقق مي‌شود كه مطمئن باشيم از تمام ظرفيتهاي موجود استفاده شده و هيچ راهي براي انجام كنش مستقيم باقي نمانده است. اگر بار ديگر نگاهي به شرايط موجود و فرصت هاي پيش رو بياندازيم، به فضايي بكر و مستعد برمي‌خوريم كه جدي انگاشتن آن فصلي تازه را پيش روي فعالين حوزة مورد بحث مي گشايد .

دانشگاه از اولين نمادهاي دنياي مدرن است. فضاي ويژه و شرايط سني كم و بيش يكدست اعضاي اين جامعة نه چندان كوچك، آن را مكاني مساعد براي مطرح شدن آراء و عقايد مختلف و گاه متضاد قرار داده به طوري كه نقد بزرگترين و اصلي‌ترين تابوهاي موجود در كشور، تنها در اين نهاد مدني كه بشر براي علم آموزي و تبادل آگاهي تأسيس كرده ممكن است. دامنة نفود بالاي اين جامعة گسترده كه ستونهاي آن در دور افتاده‌ترين نقاط كشور هم بالا رفته، از آن بستري مناسب براي پراكندن نظريات جديد و اشاعة آن در سطح وسيع شناخته است. به ويژه كه در كشور ما دانشجو بودن و دانشگاه رفتن از چنان رونق وسيعي برخوردار است كه در دورترين نقاط كشور هم شايد كمتر خانواده‌اي يافت شودكه عضوي از آن در يكي از شعبه‌هاي اين نهاد فرهنگ ساز به تحصيل مشغول نباشد. تحصيلي كه چون با مواجهه با تفكرات و خطوط انديشه هاي نو ممزوج شود، از هر يك از آنان سفير قابلي مي‌سازد كه در ادامة روندي رو به رشد كه نطفة آن در بستر فعاليتهاي دانشجويي بسته شد، سبب بسط و انتشار حجم وسيعي از اطلاعات و نظريات نو مي‌گردد و گاه تغييرات شگرفي را در اذهان سنتي خانواده‌هايي كه چون جمع زده شوند افراد يك ملت را مي‌سازند، رقم مي‌زنند.اگر به تفکري كه اين روزها كم كم در اذهان فعالين جنبش دانشجويي و تأثيرگذاران اين جريان ديرپاي دانشگاهها شكل مي‌گيرد و به عنوان فصل مشترك آرا و عقايد نمايندگان دانشجويان پذيرفته مي‌شود توجه كنيم، نقش دانشجو و جريانهاي راستين دانشجويي را در عرصه فعاليتهاي اجتماعي و سياسي كشور چنين مي‌يابيم: "انتقاد مستمر از قدرت و ايجاد بستر براي انتقال و گسترش مباحث روشنگرانه از محافل فكري كوچك، به كل جامعه". نقشهاي تأثيرگذاري كه همان طور كه پيشتر گفته شد، ارتباطي مستقيم با فعاليتهاي روشنفگرانه در همه زمينه‌ها از جمله مسائل زنان دارد. جنبش دانشجويي با حمايت از حركتهاي مربوط به حقوق زنان و فعاليت در اين زمينه علاوه بر جلب حمايت بخش وسيعي از دانشجويان كه اين روزها همراهي كمتري با فعاليتهاي مستقيم سياسي كه گاه پرهزينه هم هست نشان مي‌دهند، مي‌تواند به تربيت نيروهايي آگاه و كارآزموده نيز اميدوار باشد. نيروهايي كه اين بار قاطبة آنها تنها ا زيك جنس خاص دستچين نشده‌اند و موجب اتصال آنان با شمار بيشتري از دانشجويان مي‌گردند. فعالين خارج از دانشگاه جنبش زنان هم با جدي گرفتن فعاليتها ي درون دانشگاهي زمينه را براي رساندن صداي خود به گوش بخش بزرگي از جامعه، به سبب گستردگي مخاطبين دانشجويان، مساعد مي‌يابند و افق‌هاي گسترده دست‌نخورده‌اي را در برابر خويش مي‌يابند. برگزاري تريبون‌ها و سخنرانيهاي متعدد در اين زمينه، برگزاري كارگاههاي آموزشي، نمايشگاهها و جلسات نقد و پرسش و پاسخ و کتابخواني و ... از جمله کارهاي مشترکي است که مي توان در اين زمينه انجام داد و به انتظار نتايج خجسته آن در عرصه عمومي و آگاهيهاي اجتماعي نشست. نزديک شدن فعالين جنبش زنان به دانشگاهها و ايجاد پيوند و همکاري بين اين دو جريان عمده فرهنگ ساز کشور، اتفاق ميموني است که در صورت تحقق، اميد

تازه اي را براي تداوم فعاليت، پيش روي هر دو آنان زنده مي کند و ياريشان مي دهد که همچنان در مسير رهانيدن جامعه از بند تفکرات پوسيده و نخ نما و اصلاح از پايين به بالاي حکومتها تلاش کنند. اين اتفاق ميمون رخ خواهد داد؟

پي نوشت:
*
اشاره به مقاله خانم شادي صدر با عنوان: آفتاب نشيني (آسيب شناسي فعالان سياسي و اجتماعي مسائل زنان از منظر دانش و پشتوانه تئوريک)- روزنامه شرق شماره 261-صفحه 4 خبري

 
| Copyright 2004 Tabriznews | webmaster@tabriznews.com |Design: Kayvan
| Best viewed at 800x600 resolution with MSIE 5 or higher using Unicode (UTF-8) Encoding with Medium text size. |
| For any problems viewing this site, please visit our
Help and Troubleshooting page. |Download Flash player For Windows From Here | For IE From Here.